تبليغاتX
کاغذ پاره
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
                     تبریک به آقای فرهادی برای فیلم زیباشون

از صمیم قلب برای رسیدن به این موفقیت خوشحالم

آقای فرهادی موفق شد خرس نقره ای جشنواره برلین رو بگیرد ... بازهم تبریک برای فیلمی جریان ساز در تاریخ ایران

دستها زیر چونه برای اکران فیلم آقای فرهادی ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:48  توسط ایمان 

~ ~ ~
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387
تولد تولد تولدت مبارک...

امیدوارم که همیشه شاد و سرحال و موفق باشیم!  .......

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:7  توسط فرشته  | 

~ ~ ~
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
آدمها روز های خوبی دارن که همیشه به یادشون می مونه و هر سال از یادآوری اون اتفاق خوب شاد می شن و انرژی می گیرن

چند وقتیه که روزهای خوب من خیلی زیاد شدن جوری که باید روی برگهای تقویم بنویسم تا یادم نره اما فردا روز دیگه ای هستش یکی از معدود روزههای که احتیاج به تقویم نداره روز که  اندازه یکسال بزرگ می شم ، فردا من نزدیکیهای طلوع آفتاب به دنیا می آم

تشکرات یکساله :

از خدا برای آفریدنم و برای اجازه ای که بهم داد که درک کنم شادی و غم و گریه و خنده و درد و رنج و راحتی و خوشی و خیلی چیزهای خوب دیگه ...ممنونم

از فرشته برای همه چیز ...

از پدر و ماردم که خیلی دوستشون دارم

پی نوشت های یکساله :

ممنون از همه دوستانم که اینجا با هم بودیم ...

ممنون از اونهائی که سر می زنن بهمون ...

ممنون از این کشور که روز تولدم رو تعطیل کردن

"و یک پیام برای سحر ( پیام ، سحر !!! چه اسم ها به هم میاد ) : سحر خانم چرا ما نمی تونیم برای نوشته های شما نظر بزاریم ؟؟ "

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:54  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387

زندگی پر هستش از چیزهای که ما قبلا می خواستیم بهش برسیم و حالا رسیدم فقط این وسط یادمون باشه چیزهای که داریم و شاید خیلی کوچیک یا خیلی بزرگ ، یک روزی و یه ساعتی دلمون می خواسته که برای ما باشه و حالا بدون اینکه قدر دان خدا باشیم لذت اون رو می بریم

خدا کنه هیچ وقت از یاد خدا غافل نشیم

پ.ن: ممنون از خدا و ممنون از پدر و مادر گل و مهربونم که همیشه به یادم هستن و همیشه هوام رو دارن

پ.ن : ممنون از خدا و ممنون از فرشته خانم که باعث شد ...

پ.ن : کاشکی الان دیروز بود آخه دیروز مرخصی بودم و با فرشته یه جای خیلی توپ و با حال بودیم جاتون خالی ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:55  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
یکشنبه ششم بهمن 1387

تا حالا شده فکر کنی کلیک روی این موسی که توی دستته ، چقدر توی زندگیت نقش داشته؟ تا حالا شده بتونی ازش خوب استفاده کنی و اونم خوب جوابت رو بده؟

 چند وقتی میشه که این کلیک ها دارن مسیر زندگی رو رفته رفته برام رقم میزنن. کلیک برای دیدن اسمم توی قبولی کنکور، کلیک برای پیدا کردن کارم، کلیک برای ....................

نمیخوام زیاد حرف بزنم. فقط میخوام بگم یه کم فکر کن و چند تا کلیک مهم توی زندگیت پیدا کن. چند تا شد؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:49  توسط فرشته  | 

~ ~ ~
جمعه چهارم بهمن 1387
سوار بر بادها ، تا به نا کجای هستی، میرانم، و نمیدانم صدای شکستن قایقم گوش دریا را کر کرده است، و نمیدانم صدای فریاد موجهای از هم گسیخته ذهنم فضای ماورا را درنوردیده است. و نمیدانم در پشت کدامین کوه، جزیره ای نهفته و مردابی در ان زندانی است.

بریز، تمام ترشحات نفرت انگیزت را در من بریز اطمینان داشته باش من ان را در اعماق وجودم غرق خواهم کرد . و هیچ نجاتی برای ان نخواهی یافت. آنها در وجود من تبدیل به ذهنیاتی مبهم و درهم گشته اند. کسی چه میداند. شاید این وجود من نیست. شاید این حضور من هاییست بدین گونه کسالت آور و ملال انگیز. چگونه سرود هستی می توان سر داد وقتی دیوار بلند بایدها اطرافت را فرا گرفته؟  هیچ بایدی نیست. بایدها زائیده ذهنیات دهشناک ما هستند  ولی ذهنیاتی درست و قابل تعقل!!  من،  وجودی پر از ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:10  توسط فرشته  | 

~ ~ ~