تبليغاتX
کاغذ پاره
شنبه هفتم شهریور 1388

چند روزی قبل انفاقات خوبی برام پیش امد خواستم براتون تعریف کنم

اپیزود اول : سر کار با حساب یک شرکت نفتی به مشکل خوردیم و من مامور چک کردن حساب این شرکت به مدت ۳ سال شدم !! باید کلی از سندها رو جابجا می کردم و صورت مغایرت ها رو چک می کردم سختی کار وقتی بود که سندها سالهای قبل کمی مبهم بود و باید تمام صورتحسابها رو جدا می کردیم و هر سال هم چیزی حدود ۸۰ میلیون گردش حساب داشت هر چند برای یک سال زیاد نیست اما به هر حال اگر بخواین این حجم رو برای چند سال چک کنی خیلی سخته ( این رو حسابدار ها می دونن ) به هر حال بعد از اتمام ۳ سال و البته کمک رئیسم به من و راهنمائی در پایان سال ۲۰۰ هزار تومن اختلاف پیدا شد و من گیج و گنگ به دنبال این اختلاف که نتونستم پیداش کنم

اخر سر بی خیال حساب کتاب شدم و اخر وقت بود راه افتادم برم خونه تو راه هم ذهنم مشغول این ماجرا بود تا اینکه از مترو بیرون امدم و به سمت ماشینمون  ( پری خانم ) رفتم تا سوار بشم

اپیزود دوم : رفتم که سوار ( پری خانم ) بشم با کمال تعجب دیدم درهای ماشین رو از صبح که رفتم سر کار باز گذاشتم خدا رو شکر کردم که ماشین سر جاش هست رفتم کیفم رو بزارم صندوق عقب و چک کردم دیدم همه چیز در صندوق عقب سر جاشه و بعد که خواستم سوار بشم دیدم زه دور ضبط ماشینم افتاده روی صندلی و البته ضبط هم نیست و پنلش رو هم که داخل داشبورد بود رو هم بردن !!!! در کمال ارامش یه شکر گفتم و ماشین رو بازرسی کردم و دیدم الباقی وسایل سر جاشونه ماشین رو روشن کردم و راه افتادم و در دلم دعا کردم خدایا این ضبط رو برسون به دست اون کسی که احتیاج داره و امیدوار بودم که حتما اون کسی که لازم داشته این ضبط برده و حتما این جور بوده !!!

اپیزود سوم : رسیدم خونه اصلا به کسی در این مورد نگفتم صورتم رو شستم و نزدیک اذان بود که تلویزیون رو روشن کردم و دیدم سعید جان حجاریان این مرد بزرگ روی ویلچر در یک برزخ داره هر چی میگه جزء اعتقادات قلبیش ، او و دیگران چیزهای می گفتن که باور کردنی نبود و نیست

نمی دانم من که یک ضبطم را دزد برد خدا رو شکر کردم ایا تحملش را دارم که اگر فکرم و اعتقاداتم را مرد تجاوز قرار بدهند باز هم با ارامش لبخند بزنم ؟ نمی دانم ایا من می توانم توان تحمل این دزدان ماهر رو داشته باشم ؟! اگر چنین شود مطمئن مانند دزدان کوچک نمی بخشم و رهایشان نخواهم کرد ...

 

پی نوشت : برای ما هم سر سفره بزرگ افطارتون دعا کنید ، محتاج یادتون هستیم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:10  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
شنبه هفدهم مرداد 1388
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد؛/هم رونق زمان شما نيز بگذرد.

اين بوم محنت از پی آن تا کند خراب،/بر دولت آشيان شما نيز بگذرد.

باد خزان نکبت ايام ناگهان/بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد.

آب اجل - که هست گلوگير خاص و عام -/بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد.

ای تيغ تان چو نيزه برای ستم دراز!/اين تيزی ی سنان شما نيز بگذرد.

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد،/بيداد ظالمان شما نيز بگذرد.

در مملکت، چو غرش شيران گذشت و رفت؛/اين عوعوی سگان شما نيز بگذرد.

آن کس که اسپ داشت، غبارش فرو نشست،/گرد سم خران شما نيز بگذرد.

بادی - که در زمانه بسی شمع ها بکشت -/هم بر چراغدان شما نيز بگذرد.

زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت؛/ناچار کاروان شما نيز بگذرد.

ای مفتخر به طالع مسعود خويشتن!/تاثير اختران شما نيز بگذرد.

اين نوبت از کسان به شما ناکسان رسيد؛/نوبت ز ناکسان شما نيز بگذرد.

بيش از دو روز نبود از آن دگر کسان؛/بعد از دو روز از آن شما نيز بگذرد.

بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم؛/تا سختی ی کمان شما نيز بگذرد.

در باغ دولت دگران بود مدتی/اين گل؛ ز گلستان شما نيز بگذرد.

آبی ست ايستاده در اين خانه مال و جاه؛/اين آفتاب ناروان شما نيز بگذرد.

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طمع!/اين گرگی ی شبان شما نيز بگذرد.

پيل فنا - که شاه بقا مات حکم اوست -/هم بر پياده گان شما نيز بگذرد.

ای دوست! خواهم که به نيکی دعای سيف،/يک روز بر زبان شما نيز بگذرد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:33  توسط فرشته  | 

~ ~ ~
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388

از زمان پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی با خود عهدی کردم که ننویسم و نخوانم و نگویم از سیاست مگر در فکر خودم و مگر دل خودم ...

حال چند وقتی هست که عهدم را فراموش کردم چند روزی هست که فاطمه فاطمه است را می خوانم چند وقتی هست که کویر می خوانم و چند وقتی است که به حرفهای شهیدان را حق گوش می دهم

نه هر چه فکر می کنم و مراجعه به تاریخ می کنم می بینم و می فهمم که آنچه انها می خواستند این نبود ، آنها که زیر خروارها خاک خوابیده اند و خونشان را در راه انقلاب داده اند  

سکوت نمی کنم انچه شما می خواهید را نمی گویم و نا امید هم نمی شوم هر کاری و هر حرفی میخواهید بزنید و بگوید چه با دهان خود و یا از دهان بنده های بیچاره ای که توان شکنجه های شما را نداشته اند و می گویندانچه نکرده اند

خیلی وقت است وقتی از خانه خود بیرون می زنم شهادتین را زمزمه میکنم و شاد می شم از انکه یک روز به انتهای این ظلمت نزدیک تر شده ام

به امید پیروزی

 

پی نوشت : از قول مهندس موسوی : (رئیس جمهور ایران عزیز )

 وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند

پیام مهندس و رئیس جمهور ایران را اینجا بخوانید

و دیگر آنکه : ( از قول  دکتر بازرگان ) مهندس مهدی بازرگان، رئیس دولت موقت ایران که سابقه نمایندگی مردم دراولین دوره مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود داشت، در آخرین روزهای پایان این مجلس به بیان مطالبی در خصوص پخش اعترافات احتمالی از خود پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن این سخنان که روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 10اردیبهشت 1363 منتشر کرده، بدین شرح است: «... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.» 

و کلام اخر : من کودتا گر نه از نوع مخملیش و نه از هیچ نوع پارچه دیگر ( کتون و فاستونی و ... ) نیستم من طرفدار ولایت هستم اما ان ولایتی که در قانون اساسی امده است و بماند ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:52  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
شنبه بیست و هفتم تیر 1388
می دونم خیلی ها نا امید شدن می دونم خیلی ها نمی دونن چه کار می خوان انجام بدن ، و خیلی ها مسخره می کنن اما انچه دیروز بود اتفاق ساده ای نبود انچه بود خیلی پر شور بود خیلی باید می امدین تا متوجه بشین ...

من اصلا بلد نیستم چیزی بگم برای همین برین به لینک های زیر براتون جالبه :

هزاران چرا

گاز اشک آور ... از مستحبات جدید نماز جمعه

امروز/تهران/نماز جمعه

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:55  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388

خوب بسیار خوب من برایت می گویم هر هفت بند را و این برای اخرین بار است که با شما دوست عزیز سر چیزهائی به این روشنی صحبت می کنم عزیز دلم

 

1 - از چند صندوقی گفتی که تقلبی در انها صورت نگرفته من هم از چند صنوق می گویم که در انها تقلب شده و از شورای نگهبانی که طرف دار یک نفر خاص بودن اینها قابل انکار نیست مگر انکه مرا کپک بدانی یا مردم را ... از رایانه های شمارش ارا که ناگهان قطع شده اند و سیستم ان اف شده و بعد از وصل شدن ناگهان چند میلیون شخص خاصی جلو افتاده اینها را از یک بچه مومن نقل می کنم که پدرش نماینده مجلس است و روحانی هم هست اینها همه نقل است و بس نه خیال پردازی ...

از شمارش میلونی ارا می گویم در چند ساعت از ۱۲ میلیون در ۲ ساعت و شاید هم بیشتر

از فرض 3 میلیون رای تقلب گفتی ببینم تا بحال امتحان مدرسه یا دانشگاه داده ای و یا کنکور اگر تقلب کنی بقیه سوالاتت رو صحیح می کنن و یا کلا به اون امتحانت صفر می دهند ؟ اگر الباقی سوالاتت رو استاد صحیح کنه یعنی به تو لطف کرده و حق دیگران رو ضایع  و حال انکه تو می گوئی از ابتدا این دیوار کج بالا رفته پس باید یک جا صافش کرد نه ؟ نگذارید این دیوار کج فرو بریزد

 

2 – در مورد ولایت گفتی این استدلالت که چون رهبری نداریم به ناچار باید از آیت الله سید علی خامنه ای پیروی کرد را قبول ندارم چون که وی ولی فقیه است ارجاعت می دهم به جواب ایت الله منتظری به سخنان آیت الله کدیور ... فکر نمی کنم اگر کسی معصوم نباشد من و یا هرکسی دیگری می تواند بگوید می توان وباید تا اخر عمر از او پیروی کرد

چنین کاری اشتباه محض است زیرا شاید قدرت بر او قلبه کرده و جاه طلب شود هر چند که من برای این حرفهایم جواب شخصی مرجعم را برای خود دارم و هیچ گاه حرف مرجع خودم را اینجا نمی زنم ولی بدان که چون ولی فقیه معصوم نیست نمی توان و نباید همیشه حرفش مراد باشد

 

3 – ایا تاوان دروغگوئی انهم رئیس جمهور استغفار است ؟ ایا نباید رئیس جمهور راستگو باشد نباید حقیقت را بگوید ؟ ایا این سلب اطمینان از مردم  نمی کند ؟

هر چند که شما دوست عزیزم نگفتید که در مورد هاشمی چه کسی اشتباه کرده است اقای احمدی نژاد و یا آیت الله خامنه ای ؟ و در هر صورت اشتبا هی به حتم رخ داده است که این هم جواب باید داده شود از طرف این دو عزیز ...

 

4 _  فکر می کنم بد نیست روزنامه اطلاعات شب قبل از شمارش ارا را بخوانی و یا سخنان خانم اقای الهام چند ماه قبل از رای گیری و یا بدانی بر سر کسی که از وزارت کشور به آقای موسوی زنگ زد و تبریک گفت چه آمد  همان هنگام که شما می گوید که آقای موسوی گفت من پیروز هستم  !! شما ایا می دانید ان شخص چند روز بعد در تصافی مشکوک فوت شد ؟ ایا تهمت زدن دروغگوئی نیست ؟ ایا احساس حاله نور کردن و گفتن ان دروغ نیست ؟ ایا گفتن دروغ در مورد قیمتها و تورم دروغ نیست ؟ ایا عوام فریبی نیست ؟

ایا من دروغ می گویم که کناریم باتوم خورد و یا دیدم که چطور از بالای دیوار به مردمی که سکوت کرده بودن تیراندازی کردن ؟ ایا این چیزها دروغ است ایا گرفتن ساستمداران مخالف دروغ است ؟ ایا ارعاب و لباس شخصی دروغ است ؟ ایا این فضای ترس دروغ است ؟ ایا این الله اکبر های شبانه دروغ است ؟ ایا من که دارم می نویسم دروغ هستم ؟

ایا می توان به صرف انکه کسی مرجع است قانون را عوض کرد ؟ اینکه قانون صریحا اعلام می کند باید طی 10 روز انتخابات نتایجش از سوی شورای نگهبان تایید شود و الا ان انتخابات باطل است را می توان تغییر داد شما که دارینن از قانون حرف می زنید این هم قانون است البته این قانون واقعی است نه جعلی ...

ایا این حرف برادر اقای رضائی ؛ قای امیدوار رضائی که مدرک دکترا دارد و گفته هفتاد درصد رای های شواری نگهبان که شمارش شده با یک خط و خودکار بوده است دروغ است ؟

ایا دروغ گو را می توانی تشخیص بدهی وقتی بر سر راستگو باتوم گذاشته اند و را وادار به دروغ می کنن ؟

 

5 _ شرایط  رهبر و ولی فقیه را باید مجلس خبرگان اعلام کند نه من اما می توانم از مرجعم در مورد درستی ان سوال کنم یادت باشد با شورای نگهبانی این چنینی که خبرگان را انتخاب می کند نمی توان انتظار داشت که همه چیز درست باشد همه این دار و دسته دست در دست هم دارند ... . الباقی هم از فضای ارعاب می ترسند از ...

چرا تا بحال انگشت شمار مراجع به رئیس جمهور تبریک گفته اند ؟ یادت هست انتخابات قبلی را ؟

 

6 _  طبق قانون اساسی تجمع و اعتراض مردم قانونی است قانون اجازه می دهد که اعتراض شنیده شود این سگان حکومت هستن که نمی گذارند این مردم اعتراضشان شنیده شود

 

7 _ من خیلی وقت است که غسل شهادت داده ام  و هر بار هم می دهم من را از مردن نترسان که برای زندگی در بین این تعفن سخت است ؛  من برای رسیدن به انجا که سعادت می خواهد اماده ام

و در مقابل زورگوئیهای قدرت طلبان و شیطانهای عوام فریب خیلی زودتر از اینها اماده شده ام ...

بله هر کسی می توان خودت را به ائمه و امامان متصل کند اما این تاریخ است که می گوید که چه کسی کاری زینبی کرده است ...

مگر انکه به تاریخ هم دروغ بگویند  ..!!!!

 

جوابت را دادم برای اخرین بار ... شاید که موثر باشد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:52  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
پنجشنبه هجدهم تیر 1388

استدلال من برای تخلف انتخابات یک صندوق نبود برادر من که شما برای من جواب فقط یک صندوق دیگر رو شاهد اورده اید ، فکر می کنم برای اثبات تقلب لازم نیست بگوئیم 999 صندوق سالم بود و فقط یک صندوق تقلب بوده که اگر این طور هم باشد تقلب صورت گرفته و متقلبین باید به اشد مجازات محکوم به دلیل همان خیانت در امانت !! هر چند که خود سخنگوی شورای نگهبان از تقلب 3 میلیونی سخن می گوید و با وقاحت تمام می گوید که این تقلب در روند انتخابات تاثیری ندارد ...

 در کل شما دوست عزیز جوابی در مورد تقلبها و سئوالات من ندادین که من بخواهم جوابی بدهم اما در مورد ان واقعه تاریخی که نام بردین از طلحه و زبیر و دیگرانی که بر روی امم علی (ع) شمشیر کشیدن برای قدرت !! این میان من کسی در حد عدالت ، راستگوئی و شخصیت و علم امام علی (ع) نمی بینم تا برای آن مصداقی از طلحه و زبیر پیدا کنم ... شما خیلی صریح صحبت کردین اما من سر بسته گفتم !!!

نگذارید برای بحث با شما دینم را مورد تردید قرار دهم شما دارین با مذهب و اعتقادات مردم بازی می کنید شما امام را در حد یک دروغگو پائین میاورید و بعد می گوئید با استغفر الله گفتن تمام خواهد شد

نه برادر من من روشنفکر دینی نیستم من انچه را که دینم و اساتیدم به من در حد خودم بهم اموخته اند را خوب یاد گرفته ام و یاد گرفتم وقتی اسم حضرت فاطمه (س) را می شنوم بغضم را فرو دهم و بجایش به یاد بیارم مقاوممت او فرزندانش را در مقابل انحراف دین ... بیاد بیارم که نباید هر چیز و نجاستی را با آب کشدن پاک کرد

بعضی چیزها طبعشان و زندگیشان نجس است دروغگو یکی از انهاست اگر یک بار از دروغگوئی حمایت کنی وا مصیبتا در روز قیامت از عذابت

برادر جان ما زیاد هم از هم بیگانه نیستیم من و تو تقریبا از یک خاکیم از خاک دکتر شریعتی ها و کافی ها ... دائی جان من گلوله نخورد که من اینجا اینجور بی غیرتی کنم

و در اخر از ولایت فقیه صحبت کردی و اینکه من و هم فکرانمان در مقابلش ایستاده ایم ؟ چند سوال دارم از تو برادرم شرط های ولایت چیست ؟ اعمال واجب ولایت فقیه چیست ؟ من به شخصه ولایت را خوب درک کرده ام اما دیگرانی هستن که خوب درک نکرده اند و کسانی که از روی منفعت سخنی نمی گویند ... و کسانی که شیفته قدرت هستند و نمی خواهند بر ملا شوند ...

تو می دانی از چه و چه کسی دفاع می کنی تو میدانی که چند نفر در این تهران کشته شده اند ؟ تو حتما اخبار تلویزیون را می بینی اما من به چشمم می بینم

 کجا هستن آن عالمانی که روشنفکر تر از ما هستن تا فریاد بزنند نکش نکش نکش

و یا نزنن ان پیره زن و یا دختر بی حجاب را کجا هستن تا ازاد کنن روزنامه نگار حامله را و معلول و ناتوان جسمی را ؟ تا کی باید دروغ بشنویم اینها را من کتمان نمی توانم کنم و تو هم نمی توانی چون من با چشمان خود دیدم

نه برادر عزیز کشتار مردم و خون مردم با یک استغفر الله تمام و پاک نخواهد شد

چند وقتی هست که به خواجه ربیع نرفتم اگر رفتی دائی شهیدم انجاست سلام من را به او برسان و برای من هم دعا کن و برایش فاتحه بفرست

 

امروز صبح 18 تیر است اگر ظهر رفتم و دیگر نیامدم حلالم کنید ...

 

و من الله توفیق ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:28  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
یکشنبه چهاردهم تیر 1388

حرف اول :

چه بر سر ما امده است در حالی که اگر روزگاری ساختمانی بزرگ در شهر پیدا می شود حتما انجا مکان مقدس و مسجدی برای عبادت بود اما حالا با این همه ساختمان بزرگ در شهر هامون می خواهیم هر جور شده تقدس و محل عبادت مردم رو گم کنیم گوئی می خواهیم فکرها رو تغییر بدهیم ...

این روزها از ترس فکرهائی که در خیا بون هستش دوست دارم فرار کنم و چه جائی بهتر از مسجدها و امامزاده اما حیف ، حیف از این مکانها که مطهر و پاک نیستن دلم می خواد فریاد بزنم فریادی از غم و اندوه ... راستی چه بر سر ما امده است !!!

حرف دوم :

اشک در چشمانم جمع شده ... نمی توانم و شاید دستانم می لرزد چون این تیکه رو  کات کردم

شاید روزی از سیاست بی ترس تر بشه حرف زد ...

اما من ترجیح می دهم در ۱۸ خردادی دیگر دستانم و بدنم قرمز شود تا اینکه ...

حرف سوم :

هفته قبل و بعد از یک هفته از سیاست حرف زدن خواستیم چند ساعت و فقط چند ساعت در بیخیالی و بی فکر از اینکه در ایران چه می گذره یک فیلم ببینیم البته که ما در شش ماه گذشته منتظر دیدن این فیلم بودیم ولی خوب جریانات اکران عید و همینطور اکران بی موقع و هنگام انتخاباتش باعث شد دیر بشه ...

فیلم  درباره الی شاهکاری از تعلیق ، بی وزنی ، و حضور بیننده در کنار عوامل فیلم هستش ... فیلم اصغر فرهادی چنان بی اشکال هستش که در تمام فیلم می تونی خودت رو مقصر قضایا ببینی و در اخر احساس گناه کنی ، چند وقت پیش و قبل از دیدن این فیلم فرشته به من گفت که باید بعد از این فیلم راه رفت و شاید چند ساعت و من الان متوجه می شوم چرا !!! چون واقعا باید راه رفت تا شاید این احساس گناه کمتر بشه !!! به هر حال باید گفت اقای فرهادی ممنون

ولی ایا این انسانها که در این فیلم هستن و همه در میانسالی عمر خود و نه سنین بالا همان هائی هستن که ارتفاع ساختمانهایشان از مساجدشان بالاتر رفته است !!!

پی نوشت : ۱ـ ( مربوط به حرف دوم ) حالا اگر با تمام الستدلال من مخالفی و جوابی داری من خیلی خوشحال میشم جواب بدی و من رو از این سر در گمی نجات بدی 

۲ـ شاید اگر من بجای سپیده (گلشیته فراهانی ) بودم حتما فریاد می زدم  

۳ـ گلویم درد می کند ...

                ۴ـ اون که مٌرد. دیگه ابرو می خواد چیکار؟!

   

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:12  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
دوشنبه هشتم تیر 1388

 

«به طلاب و فضلای حوزه پیشنهاد دارم  که به مردم ایران فرصت بدهید تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبنای معیارهای اسلامی بسازند و این خودسازی را بر مردم ما تحمیل نکنید. به مردم ما کمک کنید، آگاهی بدهید، ولی بر مردم هیچ چیز را تحمیل نکنید.انسان بالفطره خواهان آزادی است. می خواهد خودسازی داشته باشد، اما خودش، خودش را بسازد. بر خلاف دستور قرآن، مبادا مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بخواهید بر مردم تحمیل کنید، که اگر تحمیل کردید آنها علیه این تحمیل، طغیان خواهند کرد. بگذارید مردم، همانطور که با آزادی به راه اسلام آمدند و رهبری اسلام را پذیرفتند، در تداوم انقلاب هم، آزادانه راه اسلام را انتخاب کنند.»

بخشی از سخنرانی دکتر بهشتی در مسجد اعظم قم، ص5روزنامه اطلاعات،15اسفند57 و ص6 کیهان همان روز

 


پی نوشت : این مطلب رو از وبلاگ بسیار پر مطلب زیر برداشتم امیدوارم که به این کار و کپی کردن عادت نکنم

اما دیدم واقعا مطلب جالب و بجائی بود

http://tourjan.blogfa.com/

اگر مطالب درست و دقیق می خواهید به این وبلاگ سری بزنید ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:48  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
سه شنبه دوم تیر 1388

سالهای سال بعد؛کودکم تنها شما رااز کتابهای تاریخ مدرسه اش خواهد شناخت وفکرکن که حس اش نسبت به شما چگونه است وقتی دارد به تمام سوالهای سخت امتحانی اش پاسخ می دهد:

تفاوت بین انتخابات وانتصابات چیست؟

منظور از این سخن امام(ره)که"سیاست باید عین دیانت ما باشد"را توضیح دهید.

خوشحالم که شما راتنها درمیان کتابهای درسی اش خواهد شناخت وپیچیدگی های ذهنی امروزمرا هیچ گاه درک نخواهد کرد که چطور می شود همزمان که در خیابان روبروی محل کارت شعار "نصر من ا... وفتح القریب/مرگ بر این..."سر داده اند از تلویزیون آهنگهای شاد وطن دوستانه پخش می شود.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:37  توسط ایمان  | 

~ ~ ~
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
من شرافت ندارم و شاید تو هم که داری می خونی و می بینی و هیچی نمی گی

کمی فکر کن !!!

دختر هم وطن من رو کنار پدرش با تیری بر قلبش کشتن و اون وقت من الان اینجا نشسته ام و دارم گوش می دهم به شعری از وطنم در رادیو پیام ...

 در بیمارستان لقمان از ۳۵ نفر زخمی دیشب تا بحال ۵ نفر کشته شدن که البته جنازه هاشون هم تحویل گارد ویژه شده و بردن و به خانواده ها تحویل ندادن ...

من شرافت ندارم باید اگر این مطلب رو می خونی بری وسط خیابون ایستاد و مرگ بر خودت رو فریاد بزنی بلند تا همه جهانیان بدونن که ملت ایران با چند هزار سابقه تمدن در اوج تمدن جهان بی شرافت ترین و رذل ترین مردم جهان شده اند ...

مرگ بر من که هنوز پشت میزم دارم به اخبار مضحک و خنده دار این رادیوهای ایران گوش می دم ...

این ابتدای دیکتاتوری در ایران است باید مشکی پوشید و فردا به تشیع جمهوریت رفت ( ... بفذمائید امیدوارم غم اخرتون باشه بفرماید ... از خودتون پذیرائی کنید .... )

راستی الان شنیدم همه کارمندان و افراد در بیمارستانها ترسونده شدن تا آمار دقیق کشته شده ها رو ندهند


پ ن : من روی سخنم با اون ایرانی هستش که از این مزدوران که از سواک وحشی تر و ... هستن حمایت می کنن می خوام بدونم چه کسی هرج و مرج طلبه !! و ایا این دیکتاتوری نیست ...

تو که اسمت رو گذاشتی بسیجی فکر می کنی چند وقت دیگه می تونی عقیده مردم رو سرکوب کنی !!؟؟

خودم خواهم دید اعمال سیاه همتون رو ...

 

روز یکشنبه امد

               جدول نیمه تموم

                                  همه خونه هاش سیاه

                                                  روی خونه جغد شوم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:54  توسط ایمان  | 

~ ~ ~